أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
88
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 51 ] وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظالِمُونَ ( 51 ) و چون وعده داديم موسى را چهل شب پس شما گوسالهپرست گشتيد و گوساله را بخداى « 1 » گرفتيد از پس آنكه موسى برفت و شما بدانچه كرديد ستمكاران بوديد « چهل شب » گفت از بهر آنكه عرب به ماه حساب كنند و ماه بشب برآيد و گفتهاند : از براى آنكه اوّل شب آفريد آنگاه روز ، و « موسى » او را نام از بهر آن كردند كه او را در ميان آب و درخت يافتند در سراى فرعون چون مادرش در رود نيل انداخت او را و [ مو ] به زبان عبرى آب باشد و [ سى ] درخت . و اين چهل روز سى روز ذو القعده است و ده روز از ذو الحجّه . و قصهء آيت و حديث گوساله ساختن آنست كه راويان اخبار گفتند كه : چون خداى تعالى فرعون را هلاك كرد و ملك او بميراث ببنى اسرائيل داد موسى را گفتند : ما را كتابى بايد كه درو بيان حلال و حرام باشد تا ما بدان كار كنيم و ما را شرفى باشد و ذكرى ، موسى عليه السّلام گفت : چون بروم بميقات از بهر مناجات از خداى در خواهم تا اگر صلاح داند مرا كتابى دهد كه درو احكام حلال و حرام باشد آنگه برفت و هارون را بخلافت بجاى خود بنشاند و قوم را بچهل روز وعده داد . در مدّت غيبت او مردى منافق بود نام او سامرى و زرگر بود « 2 » بيامد و بنى اسرائيليان « 3 » را گفت كه : اين حليّها كه شما از قبطيان بستدهايد شما را حلال نيست چه آن غنيمت است و آن بر شما حرام بود « 4 » گفتند : پس چه بايد كرد ؟ - گفت : گوى « 5 » ببايد كند « 6 » و در آنجا نهاد « 7 » تا موسى بازآيد ، گفتند : همچنين كنيم ، همچنان كردند .
--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « بخدائى » و « بخداى » يعنى بجاى خداى پس باء باء عوض است . ( 2 ) - در بعضى نسخهها : « و زرگرى كردى » . ( 3 ) - در غالب نسخ : « بنى اسرائيل » . ( 4 ) - در چند نسخه : « و آن شما را حرام است » . ( 5 ) - در برهان قاطع در حرف گاف فارسى گفته : « گو بفتح اول و سكون ثانى زمين پست و مغاك را گويند » . ( 6 ) - در غالب نسخ : « كندن » و « نهادن » . ( 7 ) - در غالب نسخ : « كندن » و « نهادن » .